XML English Abstract Print


چکیده:   (719 مشاهده)

الگودهی، فرآیندی است که بوسیله آن مشاهده کننده رفتار فرد دیگری را مشاهده میکند و رفتار خودش را با آن سازگار می کند که این امر حاصل برقراری تعامل است. هدف از تحقیق حاضر بررسی و مقایسه اثربخشی الگودهی دامنه ای و الگودهی خودکنترلی در عملکرد و یادگیری یک تکلیف متوالی بود. برای این منظور دو گروه الگودهی دامنه ای و الگودهی خودکنترلی با هم مقایسه شدند. هدف تکلیف رسیدن به زمانبندی مطلق 1200 میلی ثانیه با زدن کلید های 1، 4، 5 و 8 روی دستگاه زمانبندی متوالی بود. آزمودنی ها در مرحله اکتساب با توجه به گروه آزمایشی به روش های مختلفی الگودهی می شدند. برای افراد گروه الگودهی دامنه ای، دامنه ای 10 درصدی حول هدف تکلیف در نظر گرفته شده بود که هر گاه عملکرد خارج از این محدوده قرار می گرفت الگودهی می شدند. افراد گروه الگودهی خودکنترلی با اختیار خود الگوی کامل حرکت را تماشا می کردند. افراد هر دو گروه 24 ساعت پس از مرحله اکتساب جهت انجام آزمون های یادداری و انتقال به آزمایشگاه باز می گشتند. نتایج نشان داد هر چند در مرحله اکتساب عملکرد افراد گروه دامنه ای نسبت به گروه خودکنترلی برتر بود (05/0>P)، اما طبق نتایج آزمون های یادداری و انتقال دو گروه برتری معناداری نسبت به یکدیگر نداشتند (0.05<P)، و در نتیجه می توان چنین استنباط کرد که دو روش الگودهی دامنه ای و الگودهی خودکنترلی منجر به اثرات یکسانی در یادگیری از تکلیف زمانبندی متوالی می شوند. بنابراین، دو تکنیک دامنه ای و خودکنترلی به دلیل انعطاف پذیری که نسبت به دو عامل سطح مهارت نوآموزان و سختی تکلیف دارند منجر به متناسب شدن شرایط تمرین با نیازهای اطلاعاتی آنها می گردند و در نتیجه به نظر می رسد قابلیت بهینه سازی شرایط تمرین را دارا می باشند.

     
نوع مطالعه: پژوهشي | موضوع مقاله: تخصصی